Saturday

4

در کلاس استاد عاملي از شهر مجازي و مزيت هاي آن صحبت کردند . بحث شد که چه مقدار از ترافيک ممکن است کم شود و يا کاغذ بازي و فساد اداري ممکن است برچيده شود . يکي از دانشجويان نيز مقاله اي راجع به کنفرانس اتحاديه اروپا درباره شهر مجازي و گزارش کشورهاي اروپايي از تجربه ها و دستاوردهايشان ارائه کرد . اينکه چقدر مشارکت مردم بيشتر مي شود . اينکه امکان خدمات رساني به مردم بيشتر مي شود و حرفهايي از اين چنين و در کل ترسيم يک فضاي آرماني . جالب بود .
بعد از ارائه مقاله طبيعتا همه به تهران و ديگر شهرهاي ايران فکر مي کنيم . اينکه با داشتن يک شهر مجازي زندگي بهتر خواهد شد و مشکلات کمتر . در کلاس نيز بيشتر بحث هاي انتقادي راجع به شهر مجازي شد و اينکه چه امکانات و خطراتي به دنبال دارد . ولي به نظر من ما کمي داريم تند مي رويم . بايد خيلي خوش خيال باشيم که در مورد شهرهاي مجازي ايران چنين بحث هايي کنيم . اگر فضاي مجازي را فضايي در کنار فضاي واقعي و در نتيجه شهر مجازي را شهري در کنار شهر واقعي بدانيم و طبيعتا فکر کنيم که کساني که در شهر واقعي حضور دارند در شهر مجازي نيز سکونت دارند و مقايسه اي ميان اين دو انجام دهيم بعضي چيزها روشن مي شود .
اگر بخواهيم شهرهاي مجازي اروپا را با شهرهاي مجازي ايران مقايسه کنيم کافي است تا شهرهاي اروپا را با شهرهاي خودمان مقايسه کنيم . مقايسه مديريت شهري ، خدمات ، زير ساختها و اخلاق شهروندي به ما نشان مي دهد که در مورد شهر مجازي کم و بيش در کجا قرار داريم .
دکتر عاملي در کلاس از طراحي شهر مجازي تهران مي گفتند و از اشتياق شهرداري در اين مورد و من به اين فکر کردم که در اتاق کنفرانس دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران که کلاس برگزار مي شود به اينترنت دسترسي نداريم . امکان دسترسي به اينترنت wireless در دانشگاه تهران مانند امکان دسترسي به تاکسي در ساعت هاي شلوغ و روزهاي باراني تهران است . و تازه اينجا دانشگاه اول ايران است . به واقع همانقدر که ما در زيرساخت هاي يک شهر واقعي از شهرهاي اروپا عقبيم ( مترو تهران را به مترو پاريس مقايسه کنيد ) ، در زير ساخت هاي شهر مجازي نيز همانقدر عقبيم .
آنچه در فضاي مجازي براي انسان رهايي بخش است ممکن است در عين حال باعث اسارت بيشتر او شود . فضاي مجازي به فرد آزادي بيشتري مي دهد ولي در عين حال ممکن است او را بيشتر تحت کنترل فرادستان در آورد . آنچه در اينجا مهم مي شود مالکيت فضاي مجازي و همچنين نوع رابطه دولت و جامعه است . در کشور ما دولت يگانه مالک ِ همه چيز است . به علاوه رويکرد دولت در قبال رسانه هاي ارتباط جمعي تاکنون يک سويه بوده است . د.لتي بودن راديو و تلويزون و همچنين سياست دولت درباره ماهواره به اندازه کافي گوياست . به علاوه رويکرد دولت درباره فضاي مجازي تاکنون ادامه سياست هاي قبلي است . مختص کردن ارائه خدمات اينترنت به مخابرات و فيلتر کردن گسترده سايت ها و بدتر از همه تعيين سرعت اينترنت گوياي ميزان دخالت دولت در فضايي است که قرار است کارها سريعتر انجام شود و شهروندان آسوده خاطر باشند . به نظر من ادامه روند کنوني هيچ کمکي به گسترش شهر مجازي نمي کند چراکه اعتمادي بين شهروندي که قرار است اطلاعات خود را بيشتر از پيش در اختيار بگذارد و دولتي که همه چيز را مي خواهد در کنترل داشته باشد وجود ندارد .

No comments: